| ورزش در طب سنتی | ![]() |
![]() |
|
|
1ـ حرارت غريزي بدن را تقويت و تنعيش ميكند (تنعيش و نعشه از يك خانواده هستند)
2ـ حركت باعث تسخين (گرمي) در بدن ميگردد.
بنابراين حركت جزء ستة ضروريه است. سكون و آرامش بدن را از رنج و تعب استراحت ميدهد. اگر حركتي دائمي و مستمر باشد و بين آن فاصلهاي به نام سكون نباشد موجب افناي رطوبتهاي اصلي بدن و تحليل آنها ميگردد و با افناي رطوبتهاي اصلي حرارت غريزي هم دچار تباهي ميشود. ابن سينا ميگويد: خواب شبيهترين چيز به سكون است و بيداري شبيهترين به حركت. پ س خواصي هم كه براي خواب گفتيم براي سكون و آرامش هم وجود دارد، خواب قواي طبيعي را تقويت ميكند پس سكون هم موجب هضم غذا ميشود و سكون هم باعث تقويت هضم غذا ميشود ولي حركت بخاطر جابجا كردن غذا در معده باعث ميشود هضم آن بخوبي انجام نگيرد. البته حركت متقدمه پيش از تناول غذا قوة هاضمه را تقويت ميكند چون حركت گرمي بخش است و تقويت حرارت غريزي را باعث شده كمككننده است. راه رفتن يا حركت بعد از غذا به عنوان اينكه غذا را از بخش فوقاني به بخش تحتاني معده ميبرد كه قوةهاضمه در آنجا نيرومندتر است، خوب بوده ولي بعد از آن نياز به سكون وجود دارد. ابن سينا مهمترين و معظم بخش تدبير و حفظ الصحه را سه چيز اصلي ميداند:
1ـ رياضت يا ورزش 2ـ تغذيه 3ـ تدبير خواب
لذا در بحث حركت و سكون ورزش مطرح ميشود كه جزء حركت است و در كتابهاي تدبير ورزش را در بخش حركت و سكون بحث ميكنند. ابن سينا ميگويد: ورزش حركت ارادي است و شعور در آن بكار رفته (كه در مقابل حركت جبري ميباشد) كه منجر شود به تنفس عظيم (عميق) و متواتر و آنگاه اين روش متناسب است ولي برخي كارها كه روزمره انجام ميشود و مثل ورزش است چون با اراده و تمركز انجام نميشود پس آن تأثير مطلوب را ندارد. درواقع اراده و تمركز در ورزش، حرارت غريزي و قوا را متوجه عضو ميكند و تأثير مطلوب را ميگذارد. پس كارهاي روزمره تأثير ورزش را ندارد و رياضت نيست.
شيخ ميگويد: كسيكه موفق به رياضت شود (يعني ورزش معتدل و متناسب در وقت خود) بينياز از هر نوع درمان ميشود (وقت مناسب براي ورزش مثلاً در تابستان اول روز كه هوا خنك است و در زمستان آخر روز بهتر است يا وسط روز اگر با غذا همراه نباشد و در بهار هم نزديك ظهر خوب است). اين ورزش انسان را بينياز از هر گونه مداوا و درمان ميكند. بنابراين فرد درصورتيكه تدبيرهاي ديگر را هم رعايت نمايد و در كنار آن ورزش متناسب را هم انجام دهد از علاجهاي ديگر بينياز ميشود. (يعني از مداوا و درماني كه بيماريهاي مادي يا سوء مزاج خلطي اقتضا ميكند (بيماريهاي مزاجي تابع ماده)).
رياضت: بهترين وسيله كه از اجتماع مبادي امتلا جلوگيري ميكند و نميگذارد كه از ابتدا امتلا به وجود بيايد و نياز به دارو را رفع ميكند و نميگذارد چيزي در بدن انباشته شود، چرا كه ورزش حرارت لطيفي در بدن ايجاد ميكند، يعني علاوه بر به وجود نيامدن و يا دفع خلط روي رباطها و اعصاب هم اثر تقويت كنندگي دارد و با تحليل رطوبتهاي «مرضي» عضوها باعث تقويت و استحكام رباطها و مفاصل و اوتار ميشود. حمام هم جزء بحثهاي تدبير مستولي به عنوان ستة ضروريه نيست يعني ضرورت حياتي ندارد.
در صفراويها كه خشكي دارند ورزش بايد خيلي ملايم و معتدل انجام شود در واقع ورزشي مفيد است كه تعرق بدهد و ورزش نبايد سنگين باشد.
حمام خوب حمامي است كه سه بخش داشته باشد. بخش هواي معتدل، بخش هواي خشك و بخش رطوبي كه به طوريكه از سقفش آب بچكد و نيز آبزنهايي كه در حمامها استفاده ميشود و همان وان امروزه هستند. مثلاً فردي كه بلغمش زياد است سونا برايش خوب است. كسانيكه دچار خشكي هستند (صفراويها) ورزش خيلي ملايم بايد انجام شود، مثلاً شنا كردن تعريق كمتري ايجاد ميكند.
بلغميها با ورزش كردن به پايه دمويها مي رسند و عضلاني ميشوند چون فرد دموي عضلاني است و بلغميها با ورزش به آن پايه ميرسند ولي با ترك ورزش دچار لختي، شلي و سستي ميشوند. (علائم بلغمي سستي و شلي است).
روايت: خير ما تداويتم به المشئ بهترين چيزي كه با آن مداوا ميشويد مشي است كه آن را راه رفتن معنا كردهاند. در روايتي ديگر: دواء المره المشئ. (المره = صفراوي و سوداوي غيرطبيعي). مشي= مسهل. يعني دواي صفراوي و سوداي غيرطبيعي مسهل ميخورد. ميگوييم راه برود و جرعه جرعه آب گرم بخورد تا مسهل بهتر اثر كند.
بين ورزش بايد فاصلههاي استراحت باشد و هر كس به حسب تحمل خودش بايد ورزش كند.
در كتاب قانون در بحث رياضت = انواع ورزشها را ذكر كرده. البته برخي حرفهها مثل آهنگري حركت در آنها زياد است ولي چون قصد و اراده در آن نيست پس ورزش خالص و رياضت نميباشد.
انواع ورزشها: كشتي، مشتزني، دويدن، پيادهروي، تيراندازي (بخاطر فشار بر كتف)، پريدن و گرفتن چيزي و آويزان شدن (بارفيكس)، ليلي كردن، نرمش، بازي با توپ، قايقسواري، اسبسواري، كجاوهسواري، گوسالهسواري كه انتهاي حركت آنها به فرد منتقل ميشود. ورزشهاي ميداني مثل چوگان بازي، تاب خوردن و سريره (ننو) كه براي افرادي كه در دورة نقاهت به سر ميبرند و در ناراحتيهاي اعصاب و كساني كه خوابشان كم است و بچهها توصيه ميشود. قايقسواري در آب شور براي افراد بلغمي چون آب شور خشك كننده و مجفف است، نيزهپراني، تيراندازي، در نقرس و بيماريهاي كليوي تاب خوردن ماده را براي كنده شدن آماده ميكند كه بعد از آن به فرد دارو داده ميشود يا مثلاً كشتي سوار شدن حتي براي سكته و جذام مؤثر است. ورزش بهترين و قويترين سبب در تحليل مواد و مانع تجمع آنها در بدن و با ايجاد تسخين و گرمي باعث تبخير شده و به طريق عرق كردن مواد زايد از بدن دفع ميگردد. پس براي حفظ تندرسي هر روز ورزشي به حد اعتدال انجام دهيم. هنگام امتلا معده و نيز خالي بودن معده ورزش مضر است. يعني نه پر و نه گرسنه. ورزش براي مزاج گرم و خشك بخصوص فرم سنگين آن متناسب نيست، ورزش در اين گروه خيلي ملايم باشد. (محرورين = گرم مزاجها يا صفراويها). پيادهروي به آهستگي باعث تحريك تمام اعضا بدن شده و براي دوره نقاهت نافع است به سبب تحليل بردن بقاياي بيماري. هر عضوي نياز به ورزش مخصوص به خود دارد كه درواقع با آن ورزش تقويت ميشود كه اگر بر آن ورزش عادت كرده و مداومت نمايد مفيد است. مثلاً براي تنفس و سينه ورزش داريم كه از جمله آنها داد زدن، از صداي آهسته شروع تا صداي بلند، قرائت و بلند صحبت كردن ميباشد. پس هر قوهاي در بدن داراي ورزشي است مثلاً به گفته ابن سينا ورزش حافظه، ممارست در حفظ كردن است.
در كنار رياضت و ورزش بحث ديگري داريم به نام دلك كه همان ماساژ است. دلك را به دو دسته تقسيم ميكنيم:
دلك استعدادي : قبل از ورزش كردن بدن را آماده ميكنند با ماساژ اعضا. اين دلك باعث ميشود روزنههاي پوستي باز شود (با يك چيز زبر مسام باز ميشود) و به اين ترتيب اعضاء براي دفع فضولات استعداد پيدا ميكنند و حرارت غريزي بعد از ورزش بهتر عمل ميكند.
دلك استردادي: پس از اتمام ورزش با روغن مالي تمريخ كند، مثلاً با روغن كه مسام بسته شود و مواد تحليل نرود چون روزنهها كه باز بماند تحليل بعدي مواد مضر خواهد بود در عين حال دلك بعد از ورزش باعث ميشود عضلات دچار آرامش شوند كه به آن دلك مسكن هم ميگويند كه از خستگي كه در اثر ورزش بوجود آمده يا خستگي رياضي جلوگيري ميكند و باقيمانده فضولات هم توسط اين دلك دفع مي شود


حركت و سكون (سته ضروريه): 